من به یک
احساس خالی دلخوشم
من به گل
های خیالی دلخوشم
در کنار
سفره اسطوره ها
من به یک
ظرف سفالی دلخوشم
مثل اندوه
کویر و بغض خاک
با خیال
آبسالی دلخوشم
سر نهم بر
بالش اندوه خویش
با همین
افسرده حالی دل خوشم
در هجوم
رنگ در فصل صدا
با بهار نقش
قالی دلخوشم
آسمانم:
حجم سرد یک قفس
با غم
آسوده بالی دلخوشم
گرچه اهل
این خیابان نیستم
با هوای
این حوالی دلخوشم
|
+| نوشته شده توسط در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 14:57 |