تبليغاتX
سر گذر
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
گراميداشت ياد شادروان دكتر حسين عمومى (روزنامه شرق)
 

گراميداشت ياد شادروان دكتر حسين عمومى
 
مرگ چنين خواجه نه كارى است خرد

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 و ساعت 12:12 | 
روزنامه شرق
 

يادى از روانشاد على صفايى حائرى (عين صاد)
 
آن روحانى جوان آن سال ها

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 و ساعت 1:21 | 
آرامش پس از شب توفان

 

 

 

آغاز من ، تو بودی و پایان من تویی

آرامش پس از شب توفان من تویی...

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385 و ساعت 1:32 | 
تقدیر
 

از آسمان ابري ام تقدير مي بارد
يعني - دل من سرنوشت مبهمي دارد...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط در شنبه هفدهم تیر 1385 و ساعت 2:29 | 
شادی ستاره ها

 

خبر گزاری میراث فرهنگی

شادی ستاره ها

نويسنده: سهيل محمودي

 تصويرگر: پروين حسيني

 ناشر: ثاني

 سال چاپ:

1385 شمارگان: 3100 نسخه

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط در جمعه شانزدهم تیر 1385 و ساعت 14:57 | 
غرض نقشی است کز ما باز ماند
 

به قول شاعر سبک هندی:  

 

ما نمانیم و عکس ما ماند

گردش روزگار بر عکس است

 

 

روز تشییع جنازه کیومرث صابری (گل آقا) با دو همنفس نازنینم درآن صبحگاه غمگین بهاری بهت زده در کنجی ایستاده بودیم.عکاس هنرمند و با دقتی این لحظه اندوهبار دکتر یونس شکرخواه  (دات) و استاد فرید قاسمی و مرا ثبت کرده بود.سپاس از این عکاس با معرفت نا شناخته  و با اجازه سایت هفت سنگ و تشکر از دکتر شکرخواه عزیزم که عکس را برایم فرستاذ...نمی دانم چه اتفاقی در این عکس افتاده که برایم یادگاری عزیز است!؟ به قول نیمای بزرگوار :

یاد بعضی نفرات زرق روحم شده است...همین!

 

|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385 و ساعت 4:53 | 
خوشحالى از ناكامى در فوتبال (روزنامه شرق)
 

نگاه روز
 
خوشحالى از ناكامى در فوتبال
 
 
204579.jpg

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385 و ساعت 2:34 | 
ادبيات ؛ سندى مهم در روزگار مشروطه (روزنامه شزق)
 

ادبيات ؛ سندى مهم در روزگار مشروطه

 

در پيشينه ادبى ما- با همه عمق و ريشه و معنا و معنويتش- وقايع اجتماعى انعكاسى جمعى و جريانى نداشته است...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط در سه شنبه سیزدهم تیر 1385 و ساعت 2:25 | 
هزار و یک شب

 

گر چه خویش را به هر چه خواستم رسانده ام
عشق من ! قبول کن هنوز بی تو مانده ام...
 

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط در یکشنبه یازدهم تیر 1385 و ساعت 0:51 | 
مثل یک راز
 

در تو چون روح تو گم می شوم , آری پس از این
تا مرا مثل خودت , دوست بداری پس از این...

 

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط در جمعه نهم تیر 1385 و ساعت 13:51 | 
شعر کوناه
 

ابرها را کنار بزن

در زیر سقف کاذب حیات

نفسم بند آمد...

|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه هشتم تیر 1385 و ساعت 17:25 | 
یقین!؟

 

گاهی وقتهافکرهای خیامی که گریبان آدم را می گیرد ، نمی داند کاسه و کوزه را باید بر سر چه کسی شکست!؟ این شعر کوتاه در نیمه شبی از ماه گذشته در افق این روزهای بی شعر در ذهنم جرقه زد :

 

از ریسمان یقین

                  که بالا می روم

قفسی در پایین آسمان برین

                    با حیله های طلایی

                    و میله های آهنی

                                           مرا می بلعد...

 

از ریسمان یقین

                 بالا نمی روم

 

|+| نوشته شده توسط در چهارشنبه هفتم تیر 1385 و ساعت 15:33 | 
آفتاب غزل ، سايه (روزنامه شرق)
 

آفتاب غزل ، سايه

 202647.jpg
• شهود شرقى
شهود شاعرانه شرقى. آنچه مى توان درباره غزل هاى استاد همه ما، جناب اميرهوشنگ ابتهاج (هـ. الف. سايه) گفت. مى گويى شعر متكى بر زبان است؟ يا حتى حادثه اى در زبان؟ مى گويى شعر تصوير است؟ مى گويى شعر ساختار و فرم است؟ شعر محتواست؟ ...

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط در چهارشنبه هفتم تیر 1385 و ساعت 2:45 | 
جشن تولد!

 

یونس شکرخواه از عزیزترین دوستان ماست ؛ از باسوادترین ها و از مهربان ترین هاست ؛ آن هم در زمانه ای که مهربان ها با سواد نیستند و با سوادها نیز مهربان نیستند. کیمیای وجود یونس شکرخواه همین دانش بسیار او و صمیمیت سرشار اوست.

اگرچه چند روزی گذشته ، اما قضای فریضه را به جا می آورم ، وظیفه ام را انجام می دهم و با صدای بلند می گویم : تولد ، تولد ، تولدت مبارک!

بسیار بمانی یونس عزیز که بزرگ ما و بزرگواری!

 

|+| نوشته شده توسط در سه شنبه ششم تیر 1385 و ساعت 14:44 | 
من همیشه شعرهایم را گم می کنم!
 

 

من همیشه شعرهایم را گم می کنم!

 

 

از تهران به کوهپایه های خوانسار گریخته بودم که مجتبی گلستانی برایم "اس ام اس" فرستاد ، سال 2007 از طرف یونسکو سال مولانا اعلام شده است. به یاد این شعر کوتاه خودم افتادم در ستایش حضزت خداوندگار مولانا جلال الدین محمد بلخی؛ اگرچه برای ما تاریخ ، تاریخ مولاناست و همه سالها ، سال اوست :

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط در شنبه سوم تیر 1385 و ساعت 18:37 | 
قصیده دریا در غدیر
 

شب رفت و صبح دید كه فرداست
پلكی زد و ز خواب به پا خاست
از شرق آبهای كف‌آلود
خورشید بردمیده و پیداست ...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط در جمعه دوم تیر 1385 و ساعت 23:47 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar